تولد آقا صمد (برادر آیدین)
گل های بهشت سایبانت
یک دسته ستاره ارمغانت
یک باغ پر از گلای نرگس
تقدیم به قلب مهربانت
صمد جان تولدت مبارک☂☂
آیدین نیکخواه بهرامی
گل های بهشت سایبانت
یک دسته ستاره ارمغانت
یک باغ پر از گلای نرگس
تقدیم به قلب مهربانت
صمد جان تولدت مبارک☂☂
دلم تنگ است این شب ها یقین دارم که می دانی
صدای غربت تن را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم
چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی؟
تپش های دل خسته چه بی تاب و هراسانند
به خون آغشته ای ای دل،عجب امشب پریشانی
سلام دوستان
خوبین؟؟
اینم آخرین پست 1391
سال 90 هم تموم شد واسه ما که سال خیلی خوبی نبود؛
البته شایدم بود، نمیدونم، چون باعث شد بیشتر یاد بزرگی خدا بیفتیم.
خندیدیم، گریه کردیم...
دل شکوندیم، دلمون شکست...
و من هنوز در حسرت شنیدن جمله ی " حق با توئه "
چند تا از دوستای وبلاگی برگشتن
خیلی خوشحال شدم
یه اتفاق خیلی شوکه کننده هم شنیدم!
بالاخره زندگی با اتفاقای خوب و بد در کنار هم قشنگ میشه
امیدوارم تو سال جدید اتفاقای خوب زندگیتون خیلی بیشتر باشه
موقع سال تحویل یاد منم باشین
و یاد اونایی که سال های پیش بینمون بودن و حالا نیستن.
ببخشید نمیتونم بیام بهتون سر بزنم
هر دفعه لینکامو نگاه میکنم میخوام به همه سر بزنم
ولی نمیشه ببخشید
❀ عــــــــــــــیـــــــــــــــدتـــــــــ۹۲ـــــــون مــــــــ۱۳ــــــبــــــــــــــــــارکـــــــــــــــ ❀
من برگشتم
ولی نمیدونم چرا نمیتونم براتون نظر بذارم
از همه معذرت میخوام
در اولین فرصت به همه سر میزنم
من چرا نمیتونممممممم نظر بذارم؟؟
یا کدش نمیاد یا میگه اشتباه وارد کردی![]()
من تا درست شدن کامپیوترم نمیام امیدوارم تا عید درست بشه
در غیاب تو
همه خانه های جهان خالیست
همه پنجره ها بسته است
وقتی که تو نیستی
من هم
تنها ترین اتفاق بی دلیل زمینم...
******************************
این جا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است
شیرین من نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است
گاهی تو را کنار خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است
خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا سوز آمدنت را بهار کم است؟
« آیدینم ۶ امین تولد بدون تو مبارک... »
تا تو رفتی...
همه گفتند...
از دل برود هر آنکه از دیده برفت...
و به ناباوری و غصه ی من خندیدند
آه... ای رفته سفر که دگر باز نخواهی گشت
کاش می آمدی و می دیدی
که در این عرصه ی دنیای بزرگ
چه غم آلوده جدایی ها
و بدانی که
از دل نرود هر آنکه از دیده برفت...

روحش شاد...
پ.ن: می بینی چه زود میگذره؟!
واقعا واقعا واقعا درکش برام سخته که حتی یه لحظه فکر کنم اطرافیانم دیگه نیستن به خصوص اینکه جوون باشن.
ولی بازم مطمئنم خدا یه چیزی می دونه که ما نمی دونیم و همینه که آزارمون میده.
نمیدونم چی بگم اون موقع که آیدین رفت خیلی کم ازش حرف میزدن ولی آقای نهاوندیان تو برنامه دورخیز ازش حرف میزد...
روحش شاد
به خانواده و دوستانش هم تسلیت میگم.![]()